تبليغاتX
زمزمه هاي پیامبر و دیوانه
زمزمه هاي پیامبر و دیوانه

زمزمه های پیامبر و دیوانه

در کوهستان کوتاه‌ترین راه، از قله‌ای به قله دیگر است اما برای گذشتن باید پاهای دراز داشت.
 با دستانمان گره بر گره میزنیم

 آنگاه که کور شد

 نه عاجزانه که ناصحانه به چشمان هم خیره می شویم .

 لحظه ها کلاف گمسری هستند ،

 که حتی سپیده آن زمان که تیغه خورشید قطعه ی بزرگی از آسمان را میبرد

 نیز

 هرگز نغمه ی آغاز را کوک نمی کند

 چیزی کنار حوصله ، همراه نور ، همزاد عشق ، از جنس اعتماد

 از آفتاب

 تا

 ماه .

 

: فروردین ِ ۱۳۹۱ 

 

+ نوشته شده در  91/01/07ساعت 16:23  توسط راوی  |